هوش مصنوعی:
این متن شعری است که در آن شاعر از عشق، مستی، و بخششهای الهی سخن میگوید. او از تجربههای روحانی و عرفانی خود میگوید و اینکه چگونه عشق و مستی معنوی، زندگی او را دگرگون کرده است. همچنین، اشارهای به بخششهای خداوند به انسانها و تفاوتهای میان آنها دارد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و پیچیدهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به مستی و عشق ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای تفسیر صحیح داشته باشد.
شماره ۲۳۰ - حدم آن کس زند که بادم داد
حدم آن کس زند که بادم داد
باده جام دل گشادم داد ۱
بهر دفع خمار و رنجوری
جام در مبداء و معادم داد ۲
گفتمش : تایبم، ننوشم می
حیله کردم ولیک بادم داد ۳
مستی و عاشقی و مستوری
جودت عشق در نهادم داد ۴
چون مرا زاهد و مسلمان دید
سجده سهو را بیادم داد ۵
جمله را داد هر چه لایق اوست
سلطنت را به نوع آدم داد ۶
هر چه دادند جان قاسم را
دولت عشق مستزادم داد ۷
باده جام دل گشادم داد ۱
بهر دفع خمار و رنجوری
جام در مبداء و معادم داد ۲
گفتمش : تایبم، ننوشم می
حیله کردم ولیک بادم داد ۳
مستی و عاشقی و مستوری
جودت عشق در نهادم داد ۴
چون مرا زاهد و مسلمان دید
سجده سهو را بیادم داد ۵
جمله را داد هر چه لایق اوست
سلطنت را به نوع آدم داد ۶
هر چه دادند جان قاسم را
دولت عشق مستزادم داد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۳۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۲۹ - بنده پیر مغانیم، که جاویدان باد
گوهر بعدی:شماره ۲۳۱ - ساقیم باده داد و بادم داد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.