هوش مصنوعی:
این شعر عاشقانه و عرفانی از دیوانهوار عشق و مستی سخن میگوید. شاعر از عشق به معشوق و دیوانگی ناشی از آن مینویسد و به مستی و بیخودی اشاره دارد. همچنین، به ستایش معشوق و بیاعتنایی او به دیگران پرداخته شده است. در پایان، شاعر به بتپرستی و عشق زمینی نیز اشاره میکند.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از اشارات مانند مستی و بتپرستی نیاز به درک بالاتری از ادبیات و فرهنگ دارد.
شماره ۲۴۱ - مرا سودای او دیوانه دارد
مرا سودای او دیوانه دارد
خراب ومست آن جانانه دارد ۱
نمی دانم چه شانست این که دایم
سواد زلف او در شانه دارد؟ ۲
چنان مستان چشم خویشتن شد
که او از خود بکس پروا ندارد ۳
فدای چشم مست پر خمارم
که در هر گوشه صد می خانه دارد ۴
سلامی می کنم بر حضرت دوست
جواب من همه پیمانه دارد ۵
گدای معنوی نزد من آنست
که ذوق صحبت سلطان ندارد ۶
همی گویند:قاسم بت پرستست
بتی دارد، بلی، در خانه دارد ۷
خراب ومست آن جانانه دارد ۱
نمی دانم چه شانست این که دایم
سواد زلف او در شانه دارد؟ ۲
چنان مستان چشم خویشتن شد
که او از خود بکس پروا ندارد ۳
فدای چشم مست پر خمارم
که در هر گوشه صد می خانه دارد ۴
سلامی می کنم بر حضرت دوست
جواب من همه پیمانه دارد ۵
گدای معنوی نزد من آنست
که ذوق صحبت سلطان ندارد ۶
همی گویند:قاسم بت پرستست
بتی دارد، بلی، در خانه دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۱۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - آن خواجه سر بشر ندارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - بپیش اهل سیادت سعادتی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.