هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از زبان عاشقی بیان می‌شود که از هجران معشوق رنج می‌برد و دلش پر از ناله و آه است. او با وجود عشق عمیق به معشوق، از گناه و وسوسه‌های درونی نیز سخن می‌گوید. در نهایت، شعر به ستایش معشوق و رویای وصال او می‌پردازد.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، اشاره‌های غیرمستقیم به گناه و وسوسه نیازمند درک بالاتری از مفاهیم عرفانی و اخلاقی دارد.

شماره ۲۴۵ - جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد

جانم از نرگس مخمور تو جاهی دارد
وز عنایات تو دل پشت و پناهی دارد ۱

دل بکوی تور سیدست، ولی می گذرد
طاعتی کرد، ولی عزم گناهی دارد ۲

جان میان بست یقین بادیه حیرت را
مددی می طلبد روی براهی دارد ۳

بخدا،برسر کوی تو یقین می دانم
دل چون کوه من،ار قیمت کاهی دارد ۴

حال دل باغم هجران تو خوش خواهد بود
گر چه تنهاست،ولی قصد سیاهی دارد ۵

هر کجا یاد کنم چهره زیبای ترا
دل بیچاره من ناله و آهی دارد ۶

دیگر از روی رویا قصه قاسم بگذشت
بگذر از روی وریا، روی بشاهی دارد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۳۰۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۴۴ - هر دلی در دو جهان چشم و چراغی دارد
گوهر بعدی:شماره ۲۴۶ - جانم از دولت درد تو دوایی دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.