هوش مصنوعی: این متن شعری است که به ناپایداری دنیا و تغییرات آن می‌پردازد. شاعر از گذر فصل‌ها، ناپایداری قدرت و ثروت، و بی‌اعتباری دنیا سخن می‌گوید. همچنین، بر اهمیت رها کردن اختیار و توکل به جانان تأکید دارد و اشاره می‌کند که همه چیز زودگذر است و تنها عشق و ارتباط با معشوق پایدار می‌ماند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از ابیات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد.

شماره ۲۹۷ - در آن چمن که تو دیدی گلی ببار نماند

در آن چمن که تو دیدی گلی ببار نماند
خزان درآمد و سر سبزی بهار نماند ۱

ز پای دار و سر تخت قصه کمتر گوی
که این کرامت و آن غصه پایدار نماند ۲

ز مستعار جهان مست عار بود حکیم
ز مستعار چو بگذشت مست عار نماند ۳

تو اختیار بجانان گذار و جان پرور
که بخت یار شد آنرا که اختیار نماند ۴

چو باد حادثه تن را غبار خواهد کرد
خنک کسی که ازو بر دلی غبار نماند ۵

حدیث شکر و شکایت کنیم در باقی
که رنگ لاله فرو ریخت،نوک خار نماند ۶

قرار جان بوصال تو بود قاسم را
ولی چه سود؟ که آن نیز برقرار نماند ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۶ - حالت جان مرا پیر مغان میداند
گوهر بعدی:شماره ۲۹۸ - منگر به عاشقان، که ز صد یک نشان نماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.