هوش مصنوعی: این متن شعری است که به موضوعات عرفانی، عشق، گناه و بخشش، و زندگی در خرابات می‌پردازد. شاعر از مستی و می‌گساری به عنوان نمادی از عشق الهی و جستجوی حقیقت یاد می‌کند و به ناپایداری دنیا و ارزش معنوی وصل اشاره دارد. همچنین، به بخشش گناهان توسط یار و سودای عشق اشاره می‌شود.
رده سنی: 16+ متن شامل مفاهیم عرفانی و استعاره‌های پیچیده‌ای مانند می‌گساری و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی اشارات به گناه و بخشش نیاز به درک عمیق‌تری از مفاهیم اخلاقی و فلسفی دارد.

شماره ۳۰۰ - چند در مسجد و در صومعه غارت کردند

چند در مسجد و در صومعه غارت کردند
سبب این بود که می خانه عمارت کردند ۱

باده گران شد و ذرات جهان مست شدند
من ندانم که بساقی چه اشارت کردند؟ ۲

درد و صافی همه خوردن و بچرخ افتادند
صورت حال به «احببت » عبارت کردند ۳

گوهر وصل تو جستند و کسی باز نیافت
گر چه عمری بجهان روبتجارت کردند ۴

از می صافی رخشنده انارتها شد
کاسه ای چند درین بزم انارت کردند ۵

هر گناهی که ز ماخسته دلان آمده بود
جاودان از کرم یار کفارت کردند ۶

چه گنه کردم،ای دل،چه خطا افتادست؟
که از آن مستی و می رو بجهارت کردند ۷

در خرابات مغان زنده دلان چالاک
هرکه هشیار ندیدند زیارت کردند ۸

قاسمی عاشق بیچاره بسودای تو ماند
عاقلان میل بزرگی و صدارت کردند ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۲۹۹ - در هیچ زمان غیر بدل راه ندادند
گوهر بعدی:شماره ۳۰۱ - عاشقان را چو صلا جانب می خانه زدند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.