هوش مصنوعی: متن بالا بیانگر درد و رنج ناشی از فراق و عشق به معشوق است. شاعر از سوزش دل و ناله‌های دردآلود خود می‌گوید و به دنبال درمان و چاره‌ای می‌گردد. او همچنین به انتقاد از متعصبان و مقلدان می‌پردازد و بر اهمیت حق‌طلبی و انسانیت تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که برخی با وجود ادعای حق‌طلبی، از معرفت واقعی دور هستند.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادی است که درک آن‌ها به بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از عبارات ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد.

شماره ۳۱۳ - ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود

ز سوز و شوق تو از جان و دل بر آمد دود
چه چاره سازم و درمان من چه خواهد بود ۱

بنیم شب، همه مست خواب خوش باشند
من و خیال تو و نالهای درد آلود ۲

فراق دوست بیک بار پایمالم کرد
کجاست دولت جاوید و طالع مسعود؟ ۳

اگرچه روی بحقند،ره نمی دانند
مقلد و متعصب،چنانکه گبر و یهود ۴

بیا،ز صحبت مستان حق کناره مجوی
زیان کنی و کسی را زیان ندارد سود ۵

نشان حق طلبی، رو بنوع انسان آر
بدان که قبله هر واجدست و هر موجود ۶

ولی به مذهب قاسم ز معرفت دوری
نبود بود شناسی و بود را نابود ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۵۱
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۱۲ - رنگ رز خواست که خمی کند از کور و کبود
گوهر بعدی:شماره ۳۱۴ - زلفت شب قدرست،زهی سایه ممدود!
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.