هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی از حافظ، به بیان احساسات شاعر درباره عشق، مستی، و جستجوی معنویت می‌پردازد. شاعر از عشق به عنوان نیرویی جهان‌شمول یاد می‌کند و از زاهد مغرور می‌خواهد که او را از عشق بازندارد. همچنین، او از تاریکی‌های زندگی و امید به روشنایی سخن می‌گوید.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایین‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشاره به مستی و مفاهیم انتزاعی نیاز به بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۵۷ - از باده گلگون قدری هست بگویید

از باده گلگون قدری هست بگویید
در شهر چو زیبا قمری هست بگویید ۱

ما را خبری نیست، که مستان خرابیم
گر زانکه شما را خبری هست بگویید ۲

در دیر مغان، نیم شبان، در شب تاریک
جز پیر مغان راهبری هست؟ بگویید ۳

ای زاهد مغرور، مکن منع من از عشق
گر تیر بلا را سپری هست بگویید ۴

عشقست که بابای جهانست بتحقیق
جز عشق کسی را پدری هست؟بگویید ۵

در عشق تو دلها همه چون آتش گرمند
دل گرم تر از من دگری هست؟ بگویید ۶

آن دور رخ و زلف تو غارتگر دلهاست
در دور و تسلسل نظری هست؟ بگویید ۷

در باغ لطافت، که چراغ همه دلهاست
شیرین ثمری، بر شجری هست؟ بگویید ۸

در مصر جهان دل نگرانیم چو یعقوب
گر یوسف زرین کمری هست بگویید ۹

در بادیه هجر بماندم شب تاریک
گر تیره شبم را سحری هست بگویید ۱۰

در کشتن قاسم، که دلش مست و خرابست
بالا شجری، دل حجری هست؟ بگویید ۱۱
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
کانال گوهرین در ایتا
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۵۶ - با ما سخن از خرقه و سجاده مگویید
گوهر بعدی:شماره ۳۵۸ - از پیر مغان گر خبری هست بگویید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.