هوش مصنوعی:
متن بالا به موضوعات عرفانی و فلسفی مانند وجود خدا، عرش الهی، رابطه انسان با خداوند، و ضرورت تسلیم در برابر اراده الهی میپردازد. شاعر از مفاهیمی مانند عرش، فرش، و مقام الهی سخن میگوید و بر اهمیت دل به عنوان جایگاه خدا تأکید دارد. همچنین، از رهایی از دردهای دنیوی و وابستگی به نفس سخن میگوید و به خواننده توصیه میکند که به جای انتظار برای فردا، از نعمتهای حال بهره ببرد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی نیاز دارد. نوجوانان زیر 16 سال ممکن است در فهم این مفاهیم با دشواری روبهرو شوند.
شماره ۳۶۲ - اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
این نکته را بدان و مثل را بیاد دار ۱
آن دم که عرش و فرش نبود و خدای بود
آن دم مقر عز بکجا بود اختیار؟ ۲
این رمز چیست؟ حاصل این قصه بازگو
این را هم تو ندانی و مثل تو صد هزار ۳
حق بر عروش جمله ذرات مستویست
این نکته را ببین تو، ولی سر نگاه دار ۴
دل عرش اعظمست خدا را، باتفاق
آنجاست دار سلطنت، آنجاست یار غار ۵
تا چند ناله می کنی از سوز و درد دل؟
خواهی ز درد دل برهی، دل بدو سپار ۶
تا چند در موافقت نفس راهزن؟
خواهی که جان ز غم ببری، دست از او مدار ۷
در انتظار وعده فردا بسوختی
نقدست وصل یار، چه حاجت به انتظار؟ ۸
آخر بصد زبان مقر آمد بعجز خویش
قاسم، ز شکرهای ایادی بی شمار ۹
این نکته را بدان و مثل را بیاد دار ۱
آن دم که عرش و فرش نبود و خدای بود
آن دم مقر عز بکجا بود اختیار؟ ۲
این رمز چیست؟ حاصل این قصه بازگو
این را هم تو ندانی و مثل تو صد هزار ۳
حق بر عروش جمله ذرات مستویست
این نکته را ببین تو، ولی سر نگاه دار ۴
دل عرش اعظمست خدا را، باتفاق
آنجاست دار سلطنت، آنجاست یار غار ۵
تا چند ناله می کنی از سوز و درد دل؟
خواهی ز درد دل برهی، دل بدو سپار ۶
تا چند در موافقت نفس راهزن؟
خواهی که جان ز غم ببری، دست از او مدار ۷
در انتظار وعده فردا بسوختی
نقدست وصل یار، چه حاجت به انتظار؟ ۸
آخر بصد زبان مقر آمد بعجز خویش
قاسم، ز شکرهای ایادی بی شمار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۶۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۱ - هله! ای دوست بیا باده بخور، غصه مخور
گوهر بعدی:شماره ۳۶۳ - ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.