هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که از مفاهیمی مانند عشق، رازداری، وحدت وجود، و جدایی از تعلقات دنیوی سخن می‌گوید. شاعر از ساقی می‌خواهد که جامی از شراب عشق به او بدهد و از صومعه به دیر مغان برود. او بر اهمیت رازداری در مسیر عرفان تأکید دارد و اشاره می‌کند که عشق حقیقی فراتر از ظواهر دینی و مذهبی است. همچنین، از وحدت وجود و یگانگی عاشق و معشوق سخن می‌گوید و دنیا را صحنه‌ای از تجلیات حق می‌داند.
رده سنی: 18+ این متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند شراب و خرابات ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر نامناسب یا گمراه‌کننده باشد.

شماره ۳۶۳ - ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار

ای جان جهان، ساقی جان، رطل گران دار
از صومعه جان را بسر دیر مغان آر ۱

چون نکته اسرار خرابات بدانی
این نکته اسرار ز اغیار نگه دار ۲

سرهای سران را ببریدند برین گنج
تا دم نزند هیچ کس از پرده اسرار ۳

گر طالب سرید ز سر قصه مگویید
سر را نتوان برد درین کوچه بسر بار ۴

ای جان و جهان، پرده ز رخسار برافکن
تا چاک زنم پیش رخت پرده پندار ۵

منصور چو بر دار همی رفت عجب گفت:
دیار بغیر از تو ندیدم درین دار ۶

تا بر سر بازار جهان جلوه گر آمد
خود بود فروشنده و خود بود خریدار ۷

چون عشق قرین نیست چه مسجد، چه صوامع
چون نور یقین نیست، چه تسبیح، چه زنار؟ ۸

جان و دل و دین، صبر و خرد برد بغارت
فی الجمله عجب جمله برست آن بت عیار! ۹

زاهد نتواند که کند ترک سر خویش
در لانه عصفور که دیدست سر مار؟ ۱۰

یک لمعه ز رخسار تو در دیر مغان تافت
از لات و هبل نیز بر آمد دم اقرار ۱۱

در هجر تو سیلاب سرشکم مددی کرد
والله که چه خشنودم ازین ابر گهربار! ۱۲

در مجلس ما قصه ناموس مخوانید
من فارغم از سر، چه کشم زحمت دستار؟ ۱۳

ما در دو جهان روی تمنا بتو داریم
رستیم بسودای تو از عالم غدار ۱۴

قاسم سفری کرد ز صورت بمعانی
هم ناسک ادیان شد و هم سالک اطوار ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۴۴
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۶۲ - اول ثبوت عرش، پس آنگه جلوس یار
گوهر بعدی:شماره ۳۶۴ - بیا، بیا، که غریبیم و عاشقیم و نزار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.