هوش مصنوعی:
این شعر از مولانا یا یکی از شاعران عارف مشابه است که به انتقاد از زاهدان و صوفیان ظاهربین میپردازد. شاعر تفاوت بین عرفان واقعی و ریاکاری را بیان میکند و بر اهمیت عشق و بادهگساری به عنوان نمادهای رهایی از عقل خشک تأکید دارد. همچنین، از خواب غفلت و بیخبری انسانها شکایت میکند و به دنبال بیداری روحانی است.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و انتقادهای اجتماعی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، اشارههایی به بادهگساری و مفاهیم پیچیدهی عشق عرفانی دارد که برای سنین پایین مناسب نیست.
شماره ۳۷۶ - لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
لاف عرفان می زند آن زاهد لاغر شکار
نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟ ۱
حس نداری، گر ندانی بوی دوزخ از بهشت
خوار باشی، گر گل و نسرین نمی دانی ز خار ۲
صوفی ما در طلب چون گوی می گردد بسر
مهره گل را نمی داند ز در شاهوار ۳
صوفی ما خواست تا با گنج مخفی پی برد
در حقیقت گنج مخفی را نمی داند ز مار ۴
گفته بودی: در بروی ما ببندد آن رقیب
آخر ای جان و جهان، ما را درین درها مدار ۵
بارها رفتم بدرگاه تو، کس بارم نداد
یافت جان خسته ام در حضرتت این بار بار ۶
ناصحا با ما سخن از عقل سرگردان مگوی
عاشقی فخرست و ما از عاقلی داریم عار ۷
جانت اندر خواب غفلت مرد و غافل مانده ای
ساعتی برخیز و رسم ماتم جان را بدار ۸
قاسمی را جام ده، ساقی، که وقت فرصتست
عاشقان را باده فرما، عاقلان را انتظار ۹
نغمه ققنوس را با جقبق عقعق چه کار؟ ۱
حس نداری، گر ندانی بوی دوزخ از بهشت
خوار باشی، گر گل و نسرین نمی دانی ز خار ۲
صوفی ما در طلب چون گوی می گردد بسر
مهره گل را نمی داند ز در شاهوار ۳
صوفی ما خواست تا با گنج مخفی پی برد
در حقیقت گنج مخفی را نمی داند ز مار ۴
گفته بودی: در بروی ما ببندد آن رقیب
آخر ای جان و جهان، ما را درین درها مدار ۵
بارها رفتم بدرگاه تو، کس بارم نداد
یافت جان خسته ام در حضرتت این بار بار ۶
ناصحا با ما سخن از عقل سرگردان مگوی
عاشقی فخرست و ما از عاقلی داریم عار ۷
جانت اندر خواب غفلت مرد و غافل مانده ای
ساعتی برخیز و رسم ماتم جان را بدار ۸
قاسمی را جام ده، ساقی، که وقت فرصتست
عاشقان را باده فرما، عاقلان را انتظار ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۳
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۷۵ - قصه ای نو رسید از اسرار:
گوهر بعدی:شماره ۳۷۷ - ماییم و جام باده و سودای آن نگار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.