هوش مصنوعی:
شاعر از ساقی میخواهد جامی پر از شراب بیاورد تا غم و ملال را از جان و دلش بزداید. او از مستی و عشق میگوید و از رقیبی که باعث جدایی شده شکایت میکند. در پایان، از ساقی میخواهد نقاب از جمالش بردارد و به او نظر کند.
رده سنی:
18+
متن شامل مفاهیم عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مصرف شراب و مستی دارد که موضوعی بزرگسالانه محسوب میشود.
شماره ۴۱۶ - بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
بیار، ساقی عشاق، جام مالامال
هزار نعره مستان، هزار بانگ «تعال »! ۱
بیار، ساقی، از جامهای دوشینه
که بی تو جان و دلم را ز تن گرفت ملال ۲
دلم، که مست خرابست باده می جوید
هزار جام پیاپی ز بادهای زلال ۳
دمی حجاب نقاب از جمال خود بگشا
مبارکست جمالت، گرفته ایم بفال ۴
رقیب کرد جدایی میان ما، چه کنم؟
گناه اگر دگری کرد خون ماست حلال؟ ۵
دلم گرفت، ندانم که با که شکوه کنم؟
ز نهرهای ریایی و حالهای محال ۶
بقاسمی نظری کن، بحق مردانی
«یسبحون لکم بالغدو والاصال » ۷
هزار نعره مستان، هزار بانگ «تعال »! ۱
بیار، ساقی، از جامهای دوشینه
که بی تو جان و دلم را ز تن گرفت ملال ۲
دلم، که مست خرابست باده می جوید
هزار جام پیاپی ز بادهای زلال ۳
دمی حجاب نقاب از جمال خود بگشا
مبارکست جمالت، گرفته ایم بفال ۴
رقیب کرد جدایی میان ما، چه کنم؟
گناه اگر دگری کرد خون ماست حلال؟ ۵
دلم گرفت، ندانم که با که شکوه کنم؟
ز نهرهای ریایی و حالهای محال ۶
بقاسمی نظری کن، بحق مردانی
«یسبحون لکم بالغدو والاصال » ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۱۵ - بلبل آشفته حال، از سرمستی بنال
گوهر بعدی:شماره ۴۱۷ - خاطرم آشفته و جان در ملال
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.