هوش مصنوعی:
شاعر در این متن عشق و شیفتگی خود را به معشوق بیان میکند و از هر چیزی جز دیدار یار چشمپوشی مینماید. او آماده است حتی جان خود را در این راه فدا کند و تنها به معشوق میاندیشد. شاعر خود را عاشق دلریش و حافظ اسرار میداند و از جفای دیگران نمیهراسد.
رده سنی:
16+
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانه عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین استفاده از اصطلاحات و استعارههای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۴۳۷ - دینار نمی خواهم، من عاشق دیدارم
دینار نمی خواهم، من عاشق دیدارم
اغیار نمی خواهم، من شیفته یارم ۱
گویند که: در عشقش صد جان بجوی باشد
گر کار بجان آید، والله که خریدارم ۲
فردا که قیامت بو، هرکس بر کس میشو
من جمله ترا دانم وز جمله ترا دارم ۳
گویی: دل و جانت را پیوسته بما رو کن
حق عالم و علامست، پیوسته درین کارم ۴
گویند که: منصوری، منصوری و مشهوری
از تندی اسرارم منصور زند دارم ۵
با من بجفا گفتن در می نتوان سفتن
من مرد سحر خیزم، من رند جگر خوارم ۶
زان آتش گلناری، کز سبزه دمد بیرون
من نار نمی خواهم، من عاشق گلنارم ۷
در خانه آب و گل، غافل منشین، ای دل
در خانه جان و دل، من خازن اسرارم ۸
من قاسم درویشم، من عاشق دلریشم
من حافظ اسرارم، من ساکن خمارم ۹
اغیار نمی خواهم، من شیفته یارم ۱
گویند که: در عشقش صد جان بجوی باشد
گر کار بجان آید، والله که خریدارم ۲
فردا که قیامت بو، هرکس بر کس میشو
من جمله ترا دانم وز جمله ترا دارم ۳
گویی: دل و جانت را پیوسته بما رو کن
حق عالم و علامست، پیوسته درین کارم ۴
گویند که: منصوری، منصوری و مشهوری
از تندی اسرارم منصور زند دارم ۵
با من بجفا گفتن در می نتوان سفتن
من مرد سحر خیزم، من رند جگر خوارم ۶
زان آتش گلناری، کز سبزه دمد بیرون
من نار نمی خواهم، من عاشق گلنارم ۷
در خانه آب و گل، غافل منشین، ای دل
در خانه جان و دل، من خازن اسرارم ۸
من قاسم درویشم، من عاشق دلریشم
من حافظ اسرارم، من ساکن خمارم ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۳۱۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳۶ - بدوستی، که ترا نیک دوست می دارم
گوهر بعدی:شماره ۴۳۸ - گر بنالم من از این درد که در دل دارم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.