هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی بیانگر وابستگی عمیق شاعر به معشوق (یا خداوند) است. شاعر تأکید می‌کند که بدون یار بودن برایش غیرممکن است و حتی در بهشت یا جهنم نیز از یاد یار غافل نمی‌شود. او عشق را بالاتر از همه چیز می‌داند و آزادی واقعی را در تسلیم بودن به معشوق می‌بیند.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعاره‌های به‌کار رفته نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.

شماره ۴۴۹ - خیالست این که: من بی یار باشم

خیالست این که: من بی یار باشم
محالست این که: بی دلدار باشم ۱

نباشم یک زمان از یار خالی
اگر در جنت، ار در نار باشم ۲

دمی کان دم جمال یار بینم
ز عمر خویش برخوردار باشم ۳

ندانم قبله ای جز روی آن یار
اگر در کعبه و خمار باشم ۴

چو فیضی نیست جان را در دو عالم
چه قید که گل فخار باشم؟ ۵

من آن دم از جهان آزاد گردم
که صید واحد قهار باشم ۶

ز گستاخی که قاسم کرد در عشق
ز شب تا روز در زنهار باشم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۸ - عیسی بظهور آمد، من مرده چرا باشم؟
گوهر بعدی:شماره ۴۵۰ - ای دوای درد بیماران، سلام علیکم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.