هوش مصنوعی:
این متن یک شعر عرفانی و مذهبی است که در آن شاعر به ستایش معشوق الهی و جستجوی وصال با او میپردازد. در این شعر، از مفاهیمی مانند درد، شفا، مستی عرفانی، هجران، و ایمان استفاده شده است. شاعر با عباراتی مانند «ای دوای درد بیماران» و «ای شفای راحت هر جان» به ستایش معشوق میپردازد و از رنج هجران و اشتیاق وصال سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و مذهبی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای به کار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی پایه دارد.
شماره ۴۵۰ - ای دوای درد بیماران، سلام علیکم
ای دوای درد بیماران، سلام علیکم
ای شفای راحت هر جان، سلام علیکم ۱
پیش چشم مست مخمور تو سر بنهاده اند
جمله مستان جمله هشیاران، سلام علیکم ۲
در ره وصل تو کردم قطع دریاهای ژرف
ای وصالت بحر بی پایان، سلام علیکم ۳
پیش روی و زلف تو روشن کنم هر ساعتی
طور کفر وشیوه ایمان، سلام علیکم ۴
گاه گاه از عین احسان لطف تو گوید مرا:
ای اسیر محنت هجران، سلام علیکم ۵
بر اسیران سر کویت سلامی می کنم
گاه بر بوذر، گهی سلمان، سلام علیکم ۶
قاسمی هر لحظه می گوید بآواز بلند:
هم تویی جان، هم تویی جان، سلام علیکم ۷
ای شفای راحت هر جان، سلام علیکم ۱
پیش چشم مست مخمور تو سر بنهاده اند
جمله مستان جمله هشیاران، سلام علیکم ۲
در ره وصل تو کردم قطع دریاهای ژرف
ای وصالت بحر بی پایان، سلام علیکم ۳
پیش روی و زلف تو روشن کنم هر ساعتی
طور کفر وشیوه ایمان، سلام علیکم ۴
گاه گاه از عین احسان لطف تو گوید مرا:
ای اسیر محنت هجران، سلام علیکم ۵
بر اسیران سر کویت سلامی می کنم
گاه بر بوذر، گهی سلمان، سلام علیکم ۶
قاسمی هر لحظه می گوید بآواز بلند:
هم تویی جان، هم تویی جان، سلام علیکم ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۷۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۴۹ - خیالست این که: من بی یار باشم
گوهر بعدی:شماره ۴۵۱ - بحمدالله من از دردی کشانم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.