هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عشق و سودای الهی سخن میگوید، تأثیر آن بر جان و جهان را توصیف میکند و به مفاهیمی مانند شراب آتشین عشق، شور صوفیان، وحدت وجود و لذت معنوی اشاره دارد.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و استعاری است که برای درک کامل نیاز به بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات عرفانی دارد.
شماره ۵۸۱ - ای آتش سودای تو در کن فکان انداخته
ای آتش سودای تو در کن فکان انداخته
عشقت شراب آتشین در جام جان انداخته ۱
در مسجد ودر خانقه، آورده روی همچو مه
وندر میان صوفیان شور و فغان انداخته ۲
گفته ز راز خویشتن با صوفیان خانقه
این خرقه را بدریده و آن طیلسان انداخته ۳
در باغ و بستان آمده، مست و خرامان آمده
خوش غلغلی در بوستان از بلبلان انداخته ۴
گشته بقهر خویشتن اندر میان بوستان
از بیم قهرت لرزه بر سر و روان انداخته ۵
عشقت شراب «من لدن » از جنس نو، درد کهن
بر صفه های لامکان شکل مکان انداخته ۶
گر عاقلی یک ره ببین در شیوه شاه یقین :
می بر کنار افتاده و گل در میان انداخته ۷
عشقت دم از حکمت زده، در شیوه عفت زده
شوق تو او را آتشی در این و آن انداخته ۸
گفته: بآب و نان ما هم «اسقیوا»، هم «اشبعوا»
در جان قاسم لذتی از آب و نان انداخته ۹
عشقت شراب آتشین در جام جان انداخته ۱
در مسجد ودر خانقه، آورده روی همچو مه
وندر میان صوفیان شور و فغان انداخته ۲
گفته ز راز خویشتن با صوفیان خانقه
این خرقه را بدریده و آن طیلسان انداخته ۳
در باغ و بستان آمده، مست و خرامان آمده
خوش غلغلی در بوستان از بلبلان انداخته ۴
گشته بقهر خویشتن اندر میان بوستان
از بیم قهرت لرزه بر سر و روان انداخته ۵
عشقت شراب «من لدن » از جنس نو، درد کهن
بر صفه های لامکان شکل مکان انداخته ۶
گر عاقلی یک ره ببین در شیوه شاه یقین :
می بر کنار افتاده و گل در میان انداخته ۷
عشقت دم از حکمت زده، در شیوه عفت زده
شوق تو او را آتشی در این و آن انداخته ۸
گفته: بآب و نان ما هم «اسقیوا»، هم «اشبعوا»
در جان قاسم لذتی از آب و نان انداخته ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۷۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۰ - آتش عشق تو شوری در جهان انداخته
گوهر بعدی:شماره ۵۸۲ - ای خیالت عقل کل را در گمان انداخته
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.