هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از عشق و شوق به معشوق الهی سخن میگوید و از تأثیرات عمیق این عشق بر قلب و جان شاعر مینویسد. شاعر از جمال و صفات معشوق، تأثیر نگاه و غمزههای او، و درد و سوزش عشق سخن میگوید و ابراز میکند که حاضر است در این راه هر رنجی را تحمل کند.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات به سطحی از بلوغ فکری نیاز دارند.
شماره ۵۸۵ - ای کوس کبریای تو در لامکان زده
ای کوس کبریای تو در لامکان زده
وی آتش هوای تو در ملک جان زده ۱
عشقت بغیرت آمده و قهرمان شده
آتش میان خرمن صاحبدلان زده ۲
حیران شد از لوامع اشراق آن جمال
عقلی که در صفات تو لاف بیان زده ۳
رویت ز لمعه پیشرو کاروان شده
چشمت بغمزه ای ره صد کاروان زده ۴
یک نعره زد ز شوق دلم، تیر غمزه خورد
زان پس هزار نعره بامید آن زده ۵
هر روز درد و سوز دلم را زیاده کن
تا در طریق عشق نباشم زیان زده ۶
برخاسته ز فکر جهان جان قاسمی
تا از شراب شوق تو رطل گران زده ۷
وی آتش هوای تو در ملک جان زده ۱
عشقت بغیرت آمده و قهرمان شده
آتش میان خرمن صاحبدلان زده ۲
حیران شد از لوامع اشراق آن جمال
عقلی که در صفات تو لاف بیان زده ۳
رویت ز لمعه پیشرو کاروان شده
چشمت بغمزه ای ره صد کاروان زده ۴
یک نعره زد ز شوق دلم، تیر غمزه خورد
زان پس هزار نعره بامید آن زده ۵
هر روز درد و سوز دلم را زیاده کن
تا در طریق عشق نباشم زیان زده ۶
برخاسته ز فکر جهان جان قاسمی
تا از شراب شوق تو رطل گران زده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۶۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۸۴ - روی مه را جلوه دادی، زلف میگون تاب ده
گوهر بعدی:شماره ۵۸۶ - هله!ای ساقی جانها، قدح باده بمن ده
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.