هوش مصنوعی: این شعر عاشقانه و عرفانی، احساسات شاعر را نسبت به معشوق و جمال او بیان می‌کند. شاعر از دیدن رخسار معشوق و تأثیر آن بر روح و جان خود سخن می‌گوید و از حالت شیدایی و حیرانی عاشق در برابر زیبایی معشوق صحبت می‌کند.
رده سنی: 16+ محتوا شامل مضامین عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر پیچیده باشد. همچنین، درک عمیق این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک و اصطلاحات عرفانی دارد.

شماره ۵۸۸ - گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده

گرم از طالع فرخ رخ جانان شود دیده
ز عکس رنگ آن رخسار عین جان شود دیده ۱

بوقت دیدن رویش نبیند دیده ام خود را
عجب گر هیچ عاشق را بدان امکان شود دیده! ۲

بدور چشم مخمورش جهان مستند و من مستم
ندانم هیچ هشیاری درین دوران شود دیده ۳

چو زلف و روی او بیند مشتاقان شیدایی
از آن آشفته گردد دل، درین حیران شود دیده ۴

وگر گوید که: بنمایم جمال عالم آرا را
در آن امید سر تا پای مشتاقان شود دیده ۵

گر از عارض برافشاند سواد عنبرین گیسو
بزیر کفر زلفش لمعه ایمان شود دیده ۶

برای عید وصلش، قاسمی، قربان شوی،آری
که داند تا چه عیدی اندرین قربان شود دیده ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۶۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۵۸۷ - ساقیا، عذر مگو، باده بسر مستان ده
گوهر بعدی:شماره ۵۸۹ - گر تو از مستان عشقی در وله
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.