هوش مصنوعی:
این شعر عرفانی از قاسمی بیانگر این است که هدف نهایی انسان شناخت خود و رسیدن به حقیقت وجودی است. شاعر اشاره میکند که اگر خود را بشناسی، از رنج هجران رها میشوی و نظم عالم به تو منتظم میشود. همچنین، از ساقی جان میخواهد که با لطف و احسانش، جام خدا را به او بدهد تا از خودپرستی رها شود.
رده سنی:
16+
محتوا دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی و تجربه زندگی بیشتری دارد.
شماره ۶۰۶ - چو با تست مقصود، هرجا که هستی
چو با تست مقصود، هرجا که هستی
گرش باز دانی ز هجران برستی ۱
درین جست و جو دور رفتی وگر نی
چو خود را بدانی ازین جو بجستی ۲
ز تحصیل عرفان محصل همین شد
که: حاصل تویی زین بلندی و پستی ۳
ازان منتظم شد بتو نظم عالم
که شد بیت لطفی ز دیوان هستی ۴
زهی!ساقی جان، که از لطف و احسان
ز بد مستی ما سر خم نبستی ۵
ز جام خدا باده ناب بستان
که این می پرستی به از خود پرستی ۶
بده یک دو جام دگر قاسمی را
که وقت خمارست و پایان مستی ۷
گرش باز دانی ز هجران برستی ۱
درین جست و جو دور رفتی وگر نی
چو خود را بدانی ازین جو بجستی ۲
ز تحصیل عرفان محصل همین شد
که: حاصل تویی زین بلندی و پستی ۳
ازان منتظم شد بتو نظم عالم
که شد بیت لطفی ز دیوان هستی ۴
زهی!ساقی جان، که از لطف و احسان
ز بد مستی ما سر خم نبستی ۵
ز جام خدا باده ناب بستان
که این می پرستی به از خود پرستی ۶
بده یک دو جام دگر قاسمی را
که وقت خمارست و پایان مستی ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۳۲۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۰۵ - با یاد خدا باش، بهر جای که هستی
گوهر بعدی:شماره ۶۰۷ - چه ذوق نیستی یابی؟ که هستی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.