هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و جستجوی معشوق میگوید. او از ناتوانی در دیدار یار گرامی شکایت دارد و عشق را نیرویی توصیف میکند که حتی پادشاهان را نیز زبون و دیوانه میسازد. شاعر از عشق به عنوان پدیدهای شگفتانگیز یاد میکند و در پایان اشاره میکند که همه موفقیتها در وصال معشوق است و هشدار میدهد که غفلت از این حقیقت به اندوه ابدی میانجامد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۶۲۵ - من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
من قبله بدل کردم، تا کی بود این کوری؟
جویای لقا گشتم، تا چند ز مهجوری؟ ۱
گویند که: نتوان دید آن یار گرامی را
آری نتوان دیدن تا غافل و مغروری ۲
ای بحر چنین ساکن، دلها ز تو شد ایمن
صد موج بلا خیزد آن لحظه که در شوری ۳
در عشق زبون گردی، انباز جنون گردی
گر قیصر و خاقانی، گر خسرو و فغفوری ۴
ای عشق، عجایب ها در وصف تو می دانم
هم نایی و هم نایی، طنبوری و طنبوری ۵
گفتم: ز چه مستی تو؟ گفتا: ز چه می پرسی؟
از باده منصوری، نی از می انگوری ۶
قاسم، همه دولتها در وصلت آن یارست
در ماتم جاویدی، گر غافل ازین سوری ۷
جویای لقا گشتم، تا چند ز مهجوری؟ ۱
گویند که: نتوان دید آن یار گرامی را
آری نتوان دیدن تا غافل و مغروری ۲
ای بحر چنین ساکن، دلها ز تو شد ایمن
صد موج بلا خیزد آن لحظه که در شوری ۳
در عشق زبون گردی، انباز جنون گردی
گر قیصر و خاقانی، گر خسرو و فغفوری ۴
ای عشق، عجایب ها در وصف تو می دانم
هم نایی و هم نایی، طنبوری و طنبوری ۵
گفتم: ز چه مستی تو؟ گفتا: ز چه می پرسی؟
از باده منصوری، نی از می انگوری ۶
قاسم، همه دولتها در وصلت آن یارست
در ماتم جاویدی، گر غافل ازین سوری ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۲۴ - شب عیدست و ما عاشق، چه گویم قصه دوری؟
گوهر بعدی:شماره ۶۲۶ - میسرت نشود عاشقی و مستوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.