هوش مصنوعی:
شاعر با معشوقه خود گفتوگو میکند و از عشق و علاقهاش به او میگوید. معشوقه با ناز و کرشمه پاسخ میدهد و شاعر از غربت و عشق خود شکایت میکند. در پایان، شاعر به نام قاسم اشاره میکند و از وضعیت ناخوشایند خود مینالد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا نامناسب باشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و سبک شعری قدیمی ممکن است برای گروههای سنی پایین جذابیت یا درک آسانی نداشته باشد.
شماره ۳ - با گیل دلبر گفتم که: ای جان
با گیل دلبر گفتم که: ای جان
تی دوست داریم، تی بنده فرمان ۱
خندید چون گل و ز ناز می گفت :
هینی خوآندی، هینی و ساکان ۲
گفتم: غریبم و آنگاه عاشق
می دا نپرسی مسکین غریبان؟ ۳
دل تی غلامی، جان تی کمینه
خواوا و مفروش می دین و ایمان ۴
قاسم، چه تی روز، وا کوخ و وا شو
ناچار واخشت گیلان بگیلان ۵
تی دوست داریم، تی بنده فرمان ۱
خندید چون گل و ز ناز می گفت :
هینی خوآندی، هینی و ساکان ۲
گفتم: غریبم و آنگاه عاشق
می دا نپرسی مسکین غریبان؟ ۳
دل تی غلامی، جان تی کمینه
خواوا و مفروش می دین و ایمان ۴
قاسم، چه تی روز، وا کوخ و وا شو
ناچار واخشت گیلان بگیلان ۵
قالب: غزل/قصیده/قطعه
تعداد ابیات: ۵
۲۶۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲ - یا رب، این درد فراقا چه دوا شایه کدن
گوهر بعدی:شماره ۴ - قبله جان من تویی، گیل فرشته رنگ و بو
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.