هوش مصنوعی:
این متن بیانگر درد و رنج ناشی از عشق و غم است. شاعر از تأثیر عمیق غم و عشق بر خود سخن میگوید، که او را دگرگون کرده و به زانو درآورده است. او از رنجهای عاطفی، شرمندگی، و اسارت در فقر عاطفی میگوید، اما در نهایت عشق او را آزاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیدهای است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، ممکن است برخی مفاهیم مانند رنج عشق و غم برای کودکان قابل درک نباشد.
شماره ۸ - از بسکه غمت گداخت ما را
از بسکه غمت گداخت ما را
نتوان از ما شناخت ما را ۱
در ششدر داو رشک بودیم
دل برد ز غیر و باخت ما را ۲
شرمنده دل چرا نباشیم
هر چند که سوخت، ساخت ما را ۳
صد زخم جگر نواز بردیم
لعلش نمکین نواخت ما را ۴
بی صرفه مهین شریک غم شد
دل کاش نمی شناخت ما را ۵
بودیم اسیر بینوایی
عشق آمد و وانواخت ما را ۶
نتوان از ما شناخت ما را ۱
در ششدر داو رشک بودیم
دل برد ز غیر و باخت ما را ۲
شرمنده دل چرا نباشیم
هر چند که سوخت، ساخت ما را ۳
صد زخم جگر نواز بردیم
لعلش نمکین نواخت ما را ۴
بی صرفه مهین شریک غم شد
دل کاش نمی شناخت ما را ۵
بودیم اسیر بینوایی
عشق آمد و وانواخت ما را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۲۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۷ - روشنگر چشم و دل ما کن شب ما را
گوهر بعدی:شماره ۹ - به امید کسی نگذاشت بیدادش دل ما را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.