هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از عشق و اسارت در قفس هستی سخن میگوید. او با تصاویری مانند آیینه، بلبل، پروانه و خار و خس، احساسات عمیق خود را بیان میکند. عشق برای او مانند نسیمی است که قفس را گلستان میکند و او را از هر چه غیر از معشوق است، بینیاز میسازد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۲۰ - چو آیینه در دل گدازم نفس را
چو آیینه در دل گدازم نفس را
شکستن مبادا طلسم قفس را ۱
نه بلبل نه پروانه این جذبه دارد
دهد بال پرواز من خار و خس را ۲
به یاد تو پیمانه بخشم هوا را
به بوی تو گلدسته بندم هوس را ۳
دچارم نشد ناله وگریه گاهی
که سازم پریشان دماغ جرس را ۴
مرا زور می بس نیندیشم از کس
بگیرم قدح را ببندم عسس را ۵
زداغش چه آیین که در دل نبستم
چراغان کنم تا گلستان قفس را ۶
ز ویرانی آبادتر خانه عشق
نسیمی کند شهر بند هوس را ۷
اسیر محبت مرا می شناسد
ندانسته ام کم ز خود هیچکس را ۸
شکستن مبادا طلسم قفس را ۱
نه بلبل نه پروانه این جذبه دارد
دهد بال پرواز من خار و خس را ۲
به یاد تو پیمانه بخشم هوا را
به بوی تو گلدسته بندم هوس را ۳
دچارم نشد ناله وگریه گاهی
که سازم پریشان دماغ جرس را ۴
مرا زور می بس نیندیشم از کس
بگیرم قدح را ببندم عسس را ۵
زداغش چه آیین که در دل نبستم
چراغان کنم تا گلستان قفس را ۶
ز ویرانی آبادتر خانه عشق
نسیمی کند شهر بند هوس را ۷
اسیر محبت مرا می شناسد
ندانسته ام کم ز خود هیچکس را ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۹ - زوالی نیست دست پیشتر را
گوهر بعدی:شماره ۲۱ - کرده ام از خون دل خالی ایاغ خویش را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.