هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از احساس تنهایی، بیوفایی دیگران و دلسپردگی به زیباییهای دیگر سخن میگوید. او از نداشتن امید و آرزو مینالد و تنها تسلی خود را در حسرت شیرین مییابد. همچنین، اشارهای به بیپناهی و بیکسی دارد و از سوختن دست و نداشتن گنج میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد. همچنین، مفاهیمی مانند ناامیدی و حسرت نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح دارند.
شماره ۳۵ - از دل مردم عالم خبری نیست مرا
از دل مردم عالم خبری نیست مرا
چه کنم غیر وفا نامه بری نیست مرا ۱
چشم و دل وقف تماشای دگر ساخته ام
گریه شامی و آه سحری نیست مرا ۲
همچو آیینه همین از دگران می گویم
می توان دید که از خود خبری نیست مرا ۳
سر پرواز دل خسته سلامت باشد
نشوی ایمن اگر بال و پری نیست مرا ۴
می کنم کام دل از لذت حسرت شیرین
این ثمر بس که امید ثمری نیست مرا ۵
دلم از گنج روان کشور آبادان است
دست اگر سوخته داغ زری نیست مرا ۶
بیکسی نام ز تنهایی من دارد اسیر
گر به عالم پدری یا پسری نیست مرا ۷
چه کنم غیر وفا نامه بری نیست مرا ۱
چشم و دل وقف تماشای دگر ساخته ام
گریه شامی و آه سحری نیست مرا ۲
همچو آیینه همین از دگران می گویم
می توان دید که از خود خبری نیست مرا ۳
سر پرواز دل خسته سلامت باشد
نشوی ایمن اگر بال و پری نیست مرا ۴
می کنم کام دل از لذت حسرت شیرین
این ثمر بس که امید ثمری نیست مرا ۵
دلم از گنج روان کشور آبادان است
دست اگر سوخته داغ زری نیست مرا ۶
بیکسی نام ز تنهایی من دارد اسیر
گر به عالم پدری یا پسری نیست مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۴ - ز بسکه گردش چشم تو دیده مست مرا
گوهر بعدی:شماره ۳۶ - بی رخت شکوه ز بخت سیهی نیست مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.