هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از اضطراب دل و عشق سخن میگوید، از شرم و نیرنگ، از گلشن بخشش و وحشت پرسش. او از ناز و نیاز میگوید و از شور عشق که در دل شعله میافروزد. شاعر به تماشای زیباییهای معشوق میپردازد و از شوخیهای چشمکزن او سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ادبی است که ممکن است برای مخاطبان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و مفاهیم مانند 'نیرنگ' و 'کفن' ممکن است نیاز به توضیح داشته باشند.
شماره ۵۴ - اضطراب دل به من گفت آمدنهای تو را
اضطراب دل به من گفت آمدنهای تو را
بیخودی هم کرد سرگوشی سخنهای تو را ۱
شرم خوب است اینقدر نیرنگ اما خوب نیست
چون کنم نظاره در یک آن چمنهای تو را ۲
گلشن بخشش جدا وحشتگه پرسش کجا
محشر دیگر بود رنگین کفنهای تو را ۳
گر توانم کرد شرح ناز و تفسیر نیاز
کی توانم گفت رام دل شدنهای تو را ۴
شعله گر صد رنگ افروزد همان افسرده است
وقت مستی دیده ام افروختنهای تو را ۵
از تماشا دیده نرگس چراغان می شود
گر ببیند شوخی چشمک زدنهای تو را ۶
بیخودی هم کرد سرگوشی سخنهای تو را ۱
شرم خوب است اینقدر نیرنگ اما خوب نیست
چون کنم نظاره در یک آن چمنهای تو را ۲
گلشن بخشش جدا وحشتگه پرسش کجا
محشر دیگر بود رنگین کفنهای تو را ۳
گر توانم کرد شرح ناز و تفسیر نیاز
کی توانم گفت رام دل شدنهای تو را ۴
شعله گر صد رنگ افروزد همان افسرده است
وقت مستی دیده ام افروختنهای تو را ۵
از تماشا دیده نرگس چراغان می شود
گر ببیند شوخی چشمک زدنهای تو را ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۱۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۳ - کی زدل بیرون کنم درد تمنای تو را
گوهر بعدی:شماره ۵۵ - نگه دزد فریبد رم آن بدخو را
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.