هوش مصنوعی: این متن شعری است که در آن شمع و پروانه به عنوان نمادهای عشق و فداکاری به تصویر کشیده شده‌اند. شمع از بی‌توجهی پروانه شکایت می‌کند و از عشق یکطرفه و رنج‌های ناشی از آن می‌گوید. پروانه نیز با وجود سوختن در آتش عشق، سکوت پیشه کرده و رنج خود را پنهان می‌کند. متن به مفاهیمی مانند عشق، فداکاری، رنج و سکوت در برابر درد اشاره دارد.
رده سنی: 16+ این متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از نمادها و استعاره‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه‌ی زندگی دارد.

کوته نظر

شمع بگریست گه سوز و گداز
کاز چه پروانه ز من بیخبر است ۱

بسوی من نگذشت، آنکه همی
سوی هر برزن و کویش گذر است ۲

بسرش، فکر دو صد سودا بود
عاشق آنست که بی پا و سر است ۳

گفت پروانهٔ پر سوخته‌ای
که ترا چشم، بایوان و در است ۴

من بپای تو فکندم دل و جان
روزم از روز تو، صد ره بتر است ۵

پر خود سوختم و دم نزدم
گر چه پیرایهٔ پروانه، پر است ۶

کس ندانست که من میسوزم
سوختن، هیچ نگفتن، هنر است ۷

آتش ما ز کجا خواهی دید
تو که بر آتش خویشت نظر است ۸

به شرار تو، چه آب افشاند
آنکه سر تا قدم، اندر شرر است ۹

با تو میسوزم و میگردم خاک
دگر از من، چه امید دگر است ۱۰

پر پروانه ز یک شعله بسوخت
مهلت شمع ز شب تا سحر است ۱۱

سوی مرگ، از تو بسی پیشترم
هر نفس، آتش من بیشتر است ۱۲

خویشتن دیدن و از خود گفتن
صفت مردم کوته نظر است ۱۳
قالب: قطعه
تعداد ابیات: ۱۳
کانال گوهرین در ایتا
۱۱۳۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:کمان قضا
گوهر بعدی:کودک آرزومند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.