هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به موضوعاتی مانند عشق، وفاداری، جفا، حیرت و خودشناسی میپردازد. شاعر از دردهای عشق و ناامیدیهای ناشی از آن سخن میگوید و به تأثیرات عمیق عشق بر روح و روان اشاره میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از مضامین مانند جفا و درد عشق نیاز به بلوغ فکری و عاطفی دارد.
شماره ۱۳۸ - نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت
نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت
چشم ضعیف روشنی توتیا شناخت ۱
در شکوه لب گداختنم آنقدر نبود
داغم از اینکه مست تو خود را چرا شناخت ۲
در بزم بیزبانی ما هر که جا گرفت
صد رنگ جلوه سخن از یک ادا شناخت ۳
در حیرتم که آینه بهر چه می خرند
خود را دگر ندید کسی که تو را شناخت ۴
نظاره پایمال تغافل نمی شود
در مجلسی که دل نگه آشنا شناخت ۵
زین بیشتر مپرس که دیوانه شب چه شد
نشناخت دل ز یاد تو خود را چو واشناخت؟ ۶
دشمن تری ندیده ز خود در جهان اسیر
خود را کسی که یک نگه از چشم ما شناخت ۷
چشم ضعیف روشنی توتیا شناخت ۱
در شکوه لب گداختنم آنقدر نبود
داغم از اینکه مست تو خود را چرا شناخت ۲
در بزم بیزبانی ما هر که جا گرفت
صد رنگ جلوه سخن از یک ادا شناخت ۳
در حیرتم که آینه بهر چه می خرند
خود را دگر ندید کسی که تو را شناخت ۴
نظاره پایمال تغافل نمی شود
در مجلسی که دل نگه آشنا شناخت ۵
زین بیشتر مپرس که دیوانه شب چه شد
نشناخت دل ز یاد تو خود را چو واشناخت؟ ۶
دشمن تری ندیده ز خود در جهان اسیر
خود را کسی که یک نگه از چشم ما شناخت ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۰۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۷ - می رنگ هوس در دل ویران من انداخت
گوهر بعدی:شماره ۱۳۹ - خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.