هوش مصنوعی: این متن شعری عرفانی و عاشقانه است که به مفاهیمی مانند عشق، درد، شناخت خود و جهان، و رازهای نهان در وجود انسان می‌پردازد. شاعر از عناصری مانند گل، باده، آینه، و خواب برای بیان احساسات و تفکرات خود استفاده کرده است.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان جوان‌تر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از اشارات به درد و رنج نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر دارد.

شماره ۱۳۹ - خون بود دل که لذت درد نهان شناخت

خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
این غنچه قطره بود که رنگ جنان شناخت ۱

آیینه است پرتو شمع مزار من
در خواب هم خیال تو را می توان شناخت ۲

دارد نقیض گیری عاشق سرایتی؟
حسن یقین من ز دل بدگمان شناخت ۳

پیداست از جبین عدم عشق پرده سوز
این باده را ز شیشه خارا توان شناخت ۴

شب خوابش از فسانه قتلم ربوده بود
روزم ز اظطراب دل پاسبان شناخت ۵

روزی کتابخانه غفلت گشود دل
تعبیر خواب الفت اهل جهان شناخت ۶

در پیش پای پرتو خورشید برنخاست
گردی که جای خویش در آن آستان شناخت ۷

رنگ گل و فروغ می و لعل یار شد
هر کس که قدر خویش چو آب روان شناخت ۸

گردی که شبنم گل این سرزمین نشد
کی قرب مهر و منزلت آسمان شناخت ۹

خوابی که می برد به ره شوق راحت است
دیوانه قدر بستر ریگ روان شناخت ۱۰

حرز یقین به وسوسه دیدم که شد اسیر
موری که گرد بیدلی کاروان شناخت؟ ۱۱

پرواز هرزه راه به منزل نمی برد
کی تیر بی سراغ محبت نشان شناخت ۱۲

هر دل که در ریاض وفا مست خواب شد
کی لذت صبوحی این گلستان شناخت ۱۳

از سیر باغ و بادیه حاصل نمی برد
هرکس که گردباد ز سرو روان شناخت؟ ۱۴

در خواب دید آینه عکس مراد من
خود را اسیر محرم راز نهان شناخت ۱۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۵
کانال گوهرین در ایتا
۲۱۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۱۳۸ - نازک شد از وفا دل و قدر جفا شناخت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۰ - عشق نیرنگ تغافل با دل بیتاب ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.