هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که از عشق، درد، انتظار و طبیعت به زیبایی سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویر شاعرانه مانند گرد سرمه، سیلاب، دریا و آتش، احساسات عمیق خود را بیان میکند. در این شعر، عشق به عنوان نیرنگی توصیف شده که با تغافل، دل بیتاب را میآزارد. همچنین، از مفاهیمی مانند ویرانه، موج، و گل به عنوان نمادهایی از حالات درونی شاعر استفاده شده است.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر و استعارههای به کار رفته در آن نیاز به تجربه و شناخت بیشتری از ادبیات و زندگی دارند.
شماره ۱۴۰ - عشق نیرنگ تغافل با دل بیتاب ریخت
عشق نیرنگ تغافل با دل بیتاب ریخت
همچو گرد سرمه از چشم غزالم خواب ریخت ۱
از شکست خاطر ما عشق نقصانی نکرد
گرد این ویرانه گل در دامن سیلاب ریخت ۲
دید تا دیوانه خود را ز موج آشفته موی
هر چه پیدا کرد دریا بر سرگرداب ریخت ۳
در نظر آورد هرگامی پریزاد دگر
از غبار راه او رنگ شب مهتاب ریخت ۴
کمترین بازیچه عشق جهان آشوب اوست
آتش و بادی که از نیرنگ خاک و آب ریخت ۵
لاله اشکم غزالان را ز هم چشمی گداخت
قطره خون گرمی کز خنجر قصاب ریخت؟ ۶
آتش فولاد برق خنجر هستی نبود
طرح محشر جوهر تیغش ز پیچ و تاب ریخت ۷
قبله ما سجده تنها نه از ما می کشد
بس چنین پایید موی ابروی محراب ریخت ۸
در گداز انتظارش باغ می جوشد اسیر
گریه شاداب ما بر آتش گل آب ریخت ۹
همچو گرد سرمه از چشم غزالم خواب ریخت ۱
از شکست خاطر ما عشق نقصانی نکرد
گرد این ویرانه گل در دامن سیلاب ریخت ۲
دید تا دیوانه خود را ز موج آشفته موی
هر چه پیدا کرد دریا بر سرگرداب ریخت ۳
در نظر آورد هرگامی پریزاد دگر
از غبار راه او رنگ شب مهتاب ریخت ۴
کمترین بازیچه عشق جهان آشوب اوست
آتش و بادی که از نیرنگ خاک و آب ریخت ۵
لاله اشکم غزالان را ز هم چشمی گداخت
قطره خون گرمی کز خنجر قصاب ریخت؟ ۶
آتش فولاد برق خنجر هستی نبود
طرح محشر جوهر تیغش ز پیچ و تاب ریخت ۷
قبله ما سجده تنها نه از ما می کشد
بس چنین پایید موی ابروی محراب ریخت ۸
در گداز انتظارش باغ می جوشد اسیر
گریه شاداب ما بر آتش گل آب ریخت ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۳۰
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۳۹ - خون بود دل که لذت درد نهان شناخت
گوهر بعدی:شماره ۱۴۱ - ز گر مخوییت آتش ز لاله زار گریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.