هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از دردها و رنجهای زندگی بدون عشق سخن میگوید و به دنبال آرامش و تسکین در مکانهایی مانند میکده و دیر حرم میگردد. او از تلخی زندگی بدون عشق و نبودن تفکر عمیق در رگهایش شکایت دارد و به دنبال بادهای است که بتواند از مستی و رهایی سخن بگوید.
رده سنی:
18+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه همراه با غم و اندوه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربه زندگی دارد. همچنین، اشاره به مفاهیمی مانند میکده و باده ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.
شماره ۱۵۶ - سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
سوخت زندان خمارم سفر شیشه کجاست
گوشه میکده آن دیر حرم پیشه کجاست ۱
زندگی تلخ تر از مرگ بود بی غم عشق
سوخت خون در رگم آن نشتر اندیشه کجاست ۲
تا کی از بازوی فرهاد توان لاف زدن
دل سختی که شود سرشکن تیشه کجاست ۳
تا گل مضحکه از مستی زاهد چینم
باده آن مصلحت اندیش سخا پیشه کجاست ۴
گوشه میکده آن دیر حرم پیشه کجاست ۱
زندگی تلخ تر از مرگ بود بی غم عشق
سوخت خون در رگم آن نشتر اندیشه کجاست ۲
تا کی از بازوی فرهاد توان لاف زدن
دل سختی که شود سرشکن تیشه کجاست ۳
تا گل مضحکه از مستی زاهد چینم
باده آن مصلحت اندیش سخا پیشه کجاست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۸۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۵۵ - چو نیست قدر وفا طاقت جفا عبث است
گوهر بعدی:شماره ۱۵۷ - رسوای دهرم و غم پنهاینم به جاست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.