هوش مصنوعی:
این متن به موضوعاتی مانند عشق، رهایی، تجرد و دردهای روحی میپردازد. با استفاده از استعارههایی مانند 'مستان عشق' و 'شراب عشق'، حس شوریدگی و بیقراری عاشقانه را بیان میکند. همچنین، مفاهیمی مانند رهایی از قید و بندهای دنیوی ('بی قید نام و ننگ') و تلاش برای رسیدن به مقامات معنوی ('عنقا به زور بال تجرد بلند شد') در آن دیده میشود.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از استعارهها و اصطلاحات بهکاررفته نیاز به دانش ادبی و تجربهی زندگی بیشتری دارند تا بهطور کامل درک شوند.
شماره ۱۸۵ - اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
اقلیم درد را سحر و شام دیگر است
مستان عشق را رم و آرام دیگر است ۱
عنقا به زور بال تجرد بلند شد
بی قید نام و ننگ شدن نام دیگر است ۲
دردسر خمار ندارد شراب عشق
دل مست ساقی دگر و جام دیگر است ۳
سرسایه ای چو سایه تیغ تو جست اسیر
او را در این دیار سرانجام دیگر است ۴
مستان عشق را رم و آرام دیگر است ۱
عنقا به زور بال تجرد بلند شد
بی قید نام و ننگ شدن نام دیگر است ۲
دردسر خمار ندارد شراب عشق
دل مست ساقی دگر و جام دیگر است ۳
سرسایه ای چو سایه تیغ تو جست اسیر
او را در این دیار سرانجام دیگر است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۱۸۴ - قفل غم بهر گشاد دل کلید دیگر است
گوهر بعدی:شماره ۱۸۶ - جبهه تسلیم جان را سجده گاه دیگر است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.