هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مضامین عشق، دوری، اضطراب، و امید به وصال سخن میگوید. شاعر با استفاده از تصاویری مانند نقاب، زلف پیچیده، اشک، و آفتاب، حالات درونی خود را بیان میکند و بر نزدیکی مرگ و وصال تأکید دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، اشارههای غیرمستقیم به مرگ و اضطراب ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا سنگین باشد.
شماره ۲۰۱ - ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
ز تاب اینکه به رویت نقاب نزدیک است
به دل چو زلف تو صد پیچ و تاب نزدیک است ۱
سپند نسبت دوری به اشک من دارد
همین بس است که با اضطراب نزدیک است ۲
ز چشم عشق نیفتی برای یک مژه خواب
بهوش باش که مردن به خواب نزدیک است ۳
شراب صاف حقیقت پس از مجاز دهند
طلوع صبح چو شد آفتاب نزدیک است ۴
به دل چو زلف تو صد پیچ و تاب نزدیک است ۱
سپند نسبت دوری به اشک من دارد
همین بس است که با اضطراب نزدیک است ۲
ز چشم عشق نیفتی برای یک مژه خواب
بهوش باش که مردن به خواب نزدیک است ۳
شراب صاف حقیقت پس از مجاز دهند
طلوع صبح چو شد آفتاب نزدیک است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۱۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۰۰ - بهار شوخی او جشن تازه فلک است
گوهر بعدی:شماره ۲۰۲ - به گلشنی دلم از دست باغبان تنگ است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.