هوش مصنوعی:
این متن به موضوعات عشق، رنج، تحمل، و درک رازهای زندگی میپردازد. شاعر از تجربیات عاطفی و روحی سخن میگوید و به مفاهیمی مانند صبر، مدارا، و فهم عمیق از زندگی اشاره میکند. همچنین، به چالشهای عقل و جنون و پیچیدگیهای روابط انسانی پرداخته شده است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آن برای نوجوانان کمسنوسال دشوار بوده و ممکن است نیاز به تجربه و بلوغ فکری بیشتری داشته باشد.
شماره ۲۴۱ - امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
امتحان خلق دل پامال سودا کردن است
عشق عبرت کردن آزار تماشا کردن است ۱
چشم خونگرمی ز هر افسرده خونی داشتن
نبض آتش ز آستین موج پیدا کردن است ۲
خواب راحت دیده ای نام تحمل می بری
سخت جانی با دل نازک مدارا کردن است ۳
ممسکان را دست در عالم فشاندن چون سراب
پنجه مومین ز تاب شعله گیرا کردن است ۴
هر سبک اندیشه را محرم شمردن جاهلی است
راز دل بر صفحه آیینه انشا کردن است ۵
اینقدر دانم که در بزم گدا با محتشم
خرم از هر مدعا گشتن به دل جا کردن است ۶
پرتو حسن تو از سیمای هستی یافتن
صبح در آیینه دریا تماشا کردن است ۷
راز او فهمیدن از مکتوب اشک آلودگان
سیر عکس گلستان در جوی صحرا کردن است ۸
اختلاط عقل دوراندیش با شغل جنون
در دل اسباب پریشانی مهیا کردن است ۹
بینوا کاری ندارد با کسی فکر اسیر
مصرعی از معنی بیگانه طمغا کردن است ۱۰
عشق عبرت کردن آزار تماشا کردن است ۱
چشم خونگرمی ز هر افسرده خونی داشتن
نبض آتش ز آستین موج پیدا کردن است ۲
خواب راحت دیده ای نام تحمل می بری
سخت جانی با دل نازک مدارا کردن است ۳
ممسکان را دست در عالم فشاندن چون سراب
پنجه مومین ز تاب شعله گیرا کردن است ۴
هر سبک اندیشه را محرم شمردن جاهلی است
راز دل بر صفحه آیینه انشا کردن است ۵
اینقدر دانم که در بزم گدا با محتشم
خرم از هر مدعا گشتن به دل جا کردن است ۶
پرتو حسن تو از سیمای هستی یافتن
صبح در آیینه دریا تماشا کردن است ۷
راز او فهمیدن از مکتوب اشک آلودگان
سیر عکس گلستان در جوی صحرا کردن است ۸
اختلاط عقل دوراندیش با شغل جنون
در دل اسباب پریشانی مهیا کردن است ۹
بینوا کاری ندارد با کسی فکر اسیر
مصرعی از معنی بیگانه طمغا کردن است ۱۰
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۰
۲۲۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۰ - به حرف لب نگشودن رسایی سخن است
گوهر بعدی:شماره ۲۴۲ - بزم حیرت را چراغ از دیده ما روشن است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.