هوش مصنوعی:
این متن شعری است که از عشق، رنج و غم غربت سخن میگوید. شاعر از دردهای عشق و زخمهای دشمن مینالد و از غربت و دوری از وطن شکوه میکند. همچنین، اشارهای به ریا و ظاهرسازی دارد و از زاهد دلسخت انتقاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عاطفی و اجتماعی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، برخی از اشارات مانند انتقاد از زاهد و ریا ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
شماره ۲۵۰ - کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
کشته ناز تو کی با کش ز طعن دشمن است
زخم تیغت چون حمایل شد دعای جوشن است ۱
خویش را هر چند عاقل می نمایم در لباس
خون صد چاکم فزون در گردن پیراهن است؟ ۲
گر بود چشم تری گرد کدورت توتیاست
خاک شورانگیز غربت سرمه چشم من است ۳
گردن مینا به مستان نامه سربسته است
خون مکن زاهد دل ما را که مضمون روشن است ۴
زخم تیغت چون حمایل شد دعای جوشن است ۱
خویش را هر چند عاقل می نمایم در لباس
خون صد چاکم فزون در گردن پیراهن است؟ ۲
گر بود چشم تری گرد کدورت توتیاست
خاک شورانگیز غربت سرمه چشم من است ۳
گردن مینا به مستان نامه سربسته است
خون مکن زاهد دل ما را که مضمون روشن است ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۳۰۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۴۹ - دل پروانه فروغ گهر راز من است
گوهر بعدی:شماره ۲۵۱ - حشر آرام لقب آتش خس پوش من است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.