هوش مصنوعی:
شاعر در این شعر از ناتوانی و کمبختی خود میگوید و بیان میکند که نه تنها دستش از رسیدن به آرزوهایش کوتاه است، بلکه حتی امکانات و فرصتهایش نیز محدود هستند. او از عشق ناکام، ناامیدی و بیپناهی سخن میگوید.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
شماره ۲۶۷ - بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
بهر پابوس تو از خاکم غباری برنخاست
از گل بخت من اقبال زمین هم کوته است ۱
نیست تنها دست من کوتاه از دامان داغ
بهر پنهان کردن داغ آستین هم کوته است ۲
گر پریشان شد ز پیچ و تاب این درهم مباش
از خم آن جعد مشکین دست چین هم کوته است ۳
چون عنان کی دست او بوسم که مانند رکاب
دست امید من از دامان زین هم کوته است ۴
چون کنم دریوزه آتش برای سوختن
دستم از دامان خاکستر نشین هم کوته است ۵
از گل بخت من اقبال زمین هم کوته است ۱
نیست تنها دست من کوتاه از دامان داغ
بهر پنهان کردن داغ آستین هم کوته است ۲
گر پریشان شد ز پیچ و تاب این درهم مباش
از خم آن جعد مشکین دست چین هم کوته است ۳
چون عنان کی دست او بوسم که مانند رکاب
دست امید من از دامان زین هم کوته است ۴
چون کنم دریوزه آتش برای سوختن
دستم از دامان خاکستر نشین هم کوته است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۸۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۶۶ - از اشک و آه من گل و سنبل شکفته است
گوهر بعدی:شماره ۲۶۸ - به جنون عشق مایل افتاده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.