هوش مصنوعی:
شاعر در این متن از درد و رنج درونی خود میگوید که به حدی رسیده است که اشک و نالهاش به فغان تبدیل شده است. او احساس میکند که راز دلش برملا شده و طاقتش به پایان رسیده است. همچنین، اشارهای به گذر زمان و تغییر حالات دارد، مانند پیر شدن و جوان شدن دوباره. در پایان، شاعر از مستی و شوریدگی در کوی معشوق سخن میگوید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و حزنانگیز است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند مستی و شوریدگی ممکن است برای سنین پایین مناسب نباشد.
شماره ۲۷۸ - گریه زچشمم به امان آمده است
گریه زچشمم به امان آمده است
ناله ز آهم به فغان آمده است ۱
محرم و بیگانه از این پرده دور
راز دل ما به زیان آمده است ۲
چون نکند طاقتم از خود کنار
حرف کنارش به میان آمده است ۳
چله نشینی به از انگور نیست
پیر به خم رفته جوان آمده است ۴
از سرکوی تو چو مستان اسیر
خنده کنان نعره زنان آمده است ۵
ناله ز آهم به فغان آمده است ۱
محرم و بیگانه از این پرده دور
راز دل ما به زیان آمده است ۲
چون نکند طاقتم از خود کنار
حرف کنارش به میان آمده است ۳
چله نشینی به از انگور نیست
پیر به خم رفته جوان آمده است ۴
از سرکوی تو چو مستان اسیر
خنده کنان نعره زنان آمده است ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۳۲۲
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۲۷۷ - یاد زلف تو مرا مصرع حالی شده است
گوهر بعدی:شماره ۲۷۹ - شور دل پیشتر از دل به جهان آمده است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.