هوش مصنوعی: این متن شعری است که از ضعف و ناتوانی جسمی و روحی سخن می‌گوید و از تشنگی و آتش درون حکایت دارد. شاعر به زیبایی و غرور اشاره می‌کند و در نهایت، به ذات حقیقی اشیا و انسان‌ها می‌پرد، مانند ذره‌ای که خورشید است و قطره‌ای که دریا.
رده سنی: 16+ متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای مخاطبان کم‌سن‌وسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و نمادهای پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۳۰۹ - حال دل را تنم از ضعف زبانم گویاست

حال دل را تنم از ضعف زبانم گویاست
راز آتش ز جگر تشنگی خس پیداست ۱

تو و مستانه لباسی که طرازی تن خویش
می توان کرد تفاخر که فلان بی سرو پاست ۲

شدم از ضعف غباری که نیایم به نظر
صورت هستیم از آینه دل پیداست ۳

ذره هر چند شود گرد فنا خورشید است
قطره هر چند شود خاک نه آخر دریاست؟ ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
کانال گوهرین در ایتا
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۳۰۸ - بهار عمر و نوروز جوانی است
گوهر بعدی:شماره ۳۱۰ - هر غنچه نشکفته نظر باز نگاهی است
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.