هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که از درد عشق بیپایان و آرزوی وصال معشوق سخن میگوید. شاعر از تلخیهای عشق و اشکهای ناشی از آن یاد میکند و معشوق را به عنوان قبلهگاه عاشقان توصیف مینماید.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن به بلوغ فکری و احساسی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و مفاهیم انتزاعی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۱ - درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
تلخی مردن شراب صاف درد آشام اوست ۱
کاسه های دیده مجنون که شد یکسان به خاک
در بیابان طلب نقش پی گمنام اوست ۲
جز خیال زلف او در دل نمی گنجد مرا
موج این دریا نشان حلقه های دام اوست ۳
آبروی پاکبازان محبت اشک ماست
قبله آتش پرستان روی آتشفام اوست ۴
تلخی مردن شراب صاف درد آشام اوست ۱
کاسه های دیده مجنون که شد یکسان به خاک
در بیابان طلب نقش پی گمنام اوست ۲
جز خیال زلف او در دل نمی گنجد مرا
موج این دریا نشان حلقه های دام اوست ۳
آبروی پاکبازان محبت اشک ماست
قبله آتش پرستان روی آتشفام اوست ۴
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۴
۲۲۶
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۰ - جفا جویی سپند آتش اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۲ - آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.