هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از درد عشق، انتظار و جدایی سخن میگوید. شاعر از عشق به عنوان یک نیروی حیاتبخش و در عین حال دردناک یاد میکند و از تأثیرات عمیق آن بر جان و دل سخن میراند. استفاده از استعارههایی مانند «آتش پنهان»، «شهید انتظار» و «عرصه جولان» نشاندهنده عمق احساسات و عواطف شاعر است.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربههای عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۲۲ - آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست
آنچه دل را می نوازد درد بیدرمان اوست
آنکه جان را زنده دارد آتش پنهان اوست ۱
دیده از مکتوب زخم تازه ای روشن نکرد
دل شهید انتظار قاصد پیکان اوست ۲
تا غبار غیر ننشیند به طرف دامنش
سرزمین دیده من عرصه جولان اوست ۳
گرم شد بازار چاک سینه در فصل بهار
نکهت پیراهن گل گردی از دامان اوست ۴
هر که از یاد تو شد در مصر تنهایی عزیز
گر به بزم وصل یوسف جا کند زندان اوست ۵
از دلم چون غنچه می روید شکستن هر نفس
شیشه من خانه زاد ساغر پیمان اوست ۶
عشق هر جا از کمال خود سخن گوید اسیر
شاه بیت آفرینش حرفی از دیوان اوست ۷
آنکه جان را زنده دارد آتش پنهان اوست ۱
دیده از مکتوب زخم تازه ای روشن نکرد
دل شهید انتظار قاصد پیکان اوست ۲
تا غبار غیر ننشیند به طرف دامنش
سرزمین دیده من عرصه جولان اوست ۳
گرم شد بازار چاک سینه در فصل بهار
نکهت پیراهن گل گردی از دامان اوست ۴
هر که از یاد تو شد در مصر تنهایی عزیز
گر به بزم وصل یوسف جا کند زندان اوست ۵
از دلم چون غنچه می روید شکستن هر نفس
شیشه من خانه زاد ساغر پیمان اوست ۶
عشق هر جا از کمال خود سخن گوید اسیر
شاه بیت آفرینش حرفی از دیوان اوست ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۳۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۲۱ - درد بیدرمان دوای جان بی آرام اوست
گوهر بعدی:شماره ۳۲۳ - کرده خونم را صف مژگان چراغان زیر پوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.