هوش مصنوعی:
این متن به توصیف شرایط سخت و ناامیدکنندهای میپردازد که در آن زمین و آسمان نیز فقیر و بیبهره هستند. اشکهای بیامید، بلبل در قفس، و طبیعت بیثمر، همگی نشاندهندهی غم و اندوه عمیق هستند. حتی خندهها نیز آمیخته با گریه و درد هستند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و ناامیدی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. درک کامل این شعر نیاز به تجربهی زندگی و بلوغ فکری دارد.
شماره ۳۶۶ - در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
در دیار ما زمین مشت غباری هم نداشت
آسمان از تنگدستی ها مداری هم نداشت ۱
حیرتی دارم که چون از دیده دریا فتاد
موج اشک ما که امید کناری هم نداشت ۲
درقفس بر روی بلبل از چمن درها گشود
گرچه از بستان گمان وصل خاری هم نداشت ۳
در ره قاتل بیفشاندیم جان تازه ای
خاک ما از پستی طالع غباری هم نداشت ۴
خنده باز از دور باش لعل او خون می گریست
گل به دامان تبسم غنچه واری هم نداشت ۵
آسمان از تنگدستی ها مداری هم نداشت ۱
حیرتی دارم که چون از دیده دریا فتاد
موج اشک ما که امید کناری هم نداشت ۲
درقفس بر روی بلبل از چمن درها گشود
گرچه از بستان گمان وصل خاری هم نداشت ۳
در ره قاتل بیفشاندیم جان تازه ای
خاک ما از پستی طالع غباری هم نداشت ۴
خنده باز از دور باش لعل او خون می گریست
گل به دامان تبسم غنچه واری هم نداشت ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۷۵
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۶۵ - عاشق آن روز که جا در خم آن دام نداشت
گوهر بعدی:شماره ۳۶۷ - در حلقه زلف تو دلی چله نشین داشت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.