هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از استغنا و بینیازی عشق حقیقی سخن میگوید. او تأکید میکند که عشق واقعی به هیچ چیز دیگری نیاز ندارد و مانند گلی همیشه بهار است که از خشکسالی هراسی ندارد. شاعر همچنین از هنر و امید به عنوان عوامل رهایی بخش یاد میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و تشبیههای پیچیده ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۴۰۲ - نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
نگشته مست تو هرگز به هیچ در محتاج
مباد چشم و دل ما به یکدگر محتاج ۱
غبار اگر شده دیوانه خاطرش جمع است
چرا ز خشکی دریا شود گهر محتاج ۲
صفای سینه عاشق گل همیشه بهار
ز خشکسال نگردیده چشم تر محتاج ۳
نکرده ایم سؤالی دگر تو می دانی
مباد چشم و دل ما به بحر و بر محتاج ۴
هنر رسیده به جایی که دست ما نرسد
نشسته ایم به امید این هنر محتاج ۵
چه شکر یک مژه بر هم زدن تواند کرد
که نیست صید محبت به بال و پر محتاج ۶
نهال بیخبر نوبهار گشت اسیر
نشد ریاض محبت به برگ و بر محتاج ۷
مباد چشم و دل ما به یکدگر محتاج ۱
غبار اگر شده دیوانه خاطرش جمع است
چرا ز خشکی دریا شود گهر محتاج ۲
صفای سینه عاشق گل همیشه بهار
ز خشکسال نگردیده چشم تر محتاج ۳
نکرده ایم سؤالی دگر تو می دانی
مباد چشم و دل ما به بحر و بر محتاج ۴
هنر رسیده به جایی که دست ما نرسد
نشسته ایم به امید این هنر محتاج ۵
چه شکر یک مژه بر هم زدن تواند کرد
که نیست صید محبت به بال و پر محتاج ۶
نهال بیخبر نوبهار گشت اسیر
نشد ریاض محبت به برگ و بر محتاج ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۲۹۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۰۱ - ای چار رکن عالم خشتی ز بارگاهت
گوهر بعدی:شماره ۴۰۳ - مگشای پیش هر کس بار فسانه چون موج
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.