هوش مصنوعی: این متن شعری است که از احساسات عمیق و دردهای عاطفی سخن می‌گوید. شاعر از ناامیدی، بدگمانی، پیری، و رنج‌های عشق شکایت می‌کند و به دنبال پاسخ‌هایی برای دردهای خود است. او از گذر زمان و تغییر ناپذیری برخی شرایط گله می‌کند و احساس تنهایی و بی‌پناهی می‌کند.
رده سنی: 16+ متن دارای مضامین عاطفی عمیق و فلسفی است که ممکن است برای نوجوانان کم‌سن‌وسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی مفاهیم مانند ناامیدی و پیری نیاز به بلوغ فکری دارند.

شماره ۴۴۵ - چه کرده ام که دگر بدگمان نمی گردد

چه کرده ام که دگر بدگمان نمی گردد
ز پا درآمدم و سرگران نمی گردد ۱

به یاد چشم که می می کشم چه می گویم
چه گفتگوست که دام زبان نمی گردد ۲

حریف منت عمر دوباره نیست کسی
غنیمت است که پیری جوان نمی گردد ۳

کدام لاله چه گل از چمن چه می خواهد
چرا دچار خود ای دوستان نمی گردد؟ ۴

گذشته است به خاکم بهار جلوه دوست
چه آرزو که به خاطر جوان نمی گردد ۵

گمان آینه دارد به پاره پاره دل
ز گریه ام چقدر مهربان نمی گردد ۶

به گریه ام چقدر ناز می فروشد اسیر
دلی که زخمی راز نهان نمی گردد ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۴۴۴ - ز شوخی مژه گر جام برنمی گردد
گوهر بعدی:شماره ۴۴۶ - اگر خاکستر پروانه ما توده می گردد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.