هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غمگین است که در آن شاعر از درد عشق، اشکها و دلسوزیهای خود میگوید. او از تبسمهای پنهان، اشکهای نوشته شده بر مژگان، دلهای پارهپاره و طوفان عواطف درونش سخن میراند. شاعر دیوانهوار به دنبال معشوق است و از اسارت در بازار محبت و درد بیدرمان مینالد.
رده سنی:
15+
این متن دارای مضامین عاطفی عمیق و پیچیده است که درک آن برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار خواهد بود. همچنین، استفاده از استعارهها و اصطلاحات ادبی ممکن است برای گروههای سنی پایین نامفهوم باشد.
شماره ۴۹۲ - تغافل در نگه پنهان که دارد
تغافل در نگه پنهان که دارد
تبسم زیر لب خندان که دارد ۱
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد ۲
دل صد پاره دارم در گریبان
گل صدبرگ در دامان که دارد ۳
سراغش می دهم دیوانه اش من
سری در سایه مژگان که دارد ۴
فرنگستانی از هر گردش چشم
که دارد ای مسلمانان که دارد ۵
اسیر از راست بازار محبت
سراغ درد بیدرمان که دارد ۶
تبسم زیر لب خندان که دارد ۱
ز مژگان می نویسم سطر اشکی
سواد نسخه طوفان که دارد ۲
دل صد پاره دارم در گریبان
گل صدبرگ در دامان که دارد ۳
سراغش می دهم دیوانه اش من
سری در سایه مژگان که دارد ۴
فرنگستانی از هر گردش چشم
که دارد ای مسلمانان که دارد ۵
اسیر از راست بازار محبت
سراغ درد بیدرمان که دارد ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۲۸۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۹۱ - دل زخم که جان داغ که گل خار که دارد
گوهر بعدی:شماره ۴۹۳ - محبت در غم بیدردی آزادم نگه دارد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.