هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و غزلی است که در آن شاعر از یادآوری معشوق و تأثیرات عمیق این خاطرات بر روح و روان خود سخن میگوید. او از نگاه، قامت، شوخیها و حتی مژگان معشوق یاد میکند و این یادآوریها او را به حیرت و شیدایی میکشاند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و تشبیهات شعری ممکن است برای سنین پایین پیچیده به نظر برسد.
شماره ۵۷۰ - رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
رفتم از هوش نگاه که به یادم آمد
آب گشتم سر راه که به یادم آمد ۱
شد به گلزار جگر ناله من سرو روان
قامت جلوه پناه که به یادم آمد ۲
گل کند گل مژه چشم غزالم به نظر
شوخی طرف کلاه که به یادم آمد ۳
حیرتت بیخبر آورده به نظاره هجوم
صف مژگان سیاه که به یادم آمد ۴
الفتم سرمه کش دیده حیرت شد اسیر
نگه حوصله کاه که به یادم آمد ۵
آب گشتم سر راه که به یادم آمد ۱
شد به گلزار جگر ناله من سرو روان
قامت جلوه پناه که به یادم آمد ۲
گل کند گل مژه چشم غزالم به نظر
شوخی طرف کلاه که به یادم آمد ۳
حیرتت بیخبر آورده به نظاره هجوم
صف مژگان سیاه که به یادم آمد ۴
الفتم سرمه کش دیده حیرت شد اسیر
نگه حوصله کاه که به یادم آمد ۵
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۵
۲۵۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۶۹ - تیغ بر کفش دیدم خون من به جوش آمد
گوهر بعدی:شماره ۵۷۱ - کو ذره ای که صد خور بار جفا نداند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.