هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و پراحساس است که در آن شاعر از عشق، رازداری، درد فراق و امید به وصال سخن میگوید. او از نگاه معشوق، زخمهای عشق و امید به دیدار دوباره میگوید و از قدرت عشق و جذبههای آن سخن میراند.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان زیر 16 سال قابل درک کامل نباشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند زخم عشق و فراق نیاز به بلوغ عاطفی دارد.
شماره ۵۹۵ - به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
راز پنهان مرا ورد زبانها نکند ۱
هیچ غم نیست که از ما همه عالم ببرند
تیغ مژگان تو قطع از ما نکند ۲
شده ام زخمی طفلی که چو از من گذرد
زیر لب خندد و از شرم تماشا نکند ۳
دارد امید هماغوشی خاک قدمی
دیده من که به خورشید بغل وا نکند ۴
شرر اشک ز آتشکده دل داریم
چشم ما تکیه به سرمایه دریا نکند ۵
گر بود سلسله زلف تو در دست اسیر
عمر صد خضر به یک موی تو سودا نکند ۶
راز پنهان مرا ورد زبانها نکند ۱
هیچ غم نیست که از ما همه عالم ببرند
تیغ مژگان تو قطع از ما نکند ۲
شده ام زخمی طفلی که چو از من گذرد
زیر لب خندد و از شرم تماشا نکند ۳
دارد امید هماغوشی خاک قدمی
دیده من که به خورشید بغل وا نکند ۴
شرر اشک ز آتشکده دل داریم
چشم ما تکیه به سرمایه دریا نکند ۵
گر بود سلسله زلف تو در دست اسیر
عمر صد خضر به یک موی تو سودا نکند ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
۳۰۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۴ - دیده را شوخی چشمت دل بیتاب کند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۶ - همه دردیم تا دوا چه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.