هوش مصنوعی:
این متن شعری عرفانی است که به موضوع درد و درمان، عشق و وفاداری، و ارتباط با معشوق الهی میپردازد. شاعر از دردهای خود سخن میگوید و از معشوق طلب درمان میکند. همچنین، به موضوع دعا، بیوفایی، و نیاز به وصل اشاره دارد. در نهایت، شاعر به عشق و اشتیاق خود به معشوق الهی اعتراف میکند.
رده سنی:
16+
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از واژهها و استعارههای بهکار رفته نیاز به دانش ادبی و عرفانی دارد که معمولاً در سنین بالاتر کسب میشود.
شماره ۵۹۶ - همه دردیم تا دوا چه کند
همه دردیم تا دوا چه کند
همه دردیم تا صفا چه کند ۱
گر دعا سحر سامری گردد
چه کند با تو بیوفا چه کند ۲
به خودش این فراغت ارزانی
آشنای تو آشنا چه کند ۳
بیخودانیم بر سر کویت
به خود آییم تا خدا چه کند ۴
در پناه غبار کوی توایم
صرصر نیستی به ما چه کند ۵
دل به دل حرف می زند از دور
محو دیدار او ادا چه کند ۶
نامه ام برقها گداخته است
تا به همراهی صبا چه کند ۷
قدح آفتاب باید اسیر
باده وصل او هوا چه کند ۸
همه دردیم تا صفا چه کند ۱
گر دعا سحر سامری گردد
چه کند با تو بیوفا چه کند ۲
به خودش این فراغت ارزانی
آشنای تو آشنا چه کند ۳
بیخودانیم بر سر کویت
به خود آییم تا خدا چه کند ۴
در پناه غبار کوی توایم
صرصر نیستی به ما چه کند ۵
دل به دل حرف می زند از دور
محو دیدار او ادا چه کند ۶
نامه ام برقها گداخته است
تا به همراهی صبا چه کند ۷
قدح آفتاب باید اسیر
باده وصل او هوا چه کند ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۳۰۱
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۵۹۵ - به تغافل اگرم چشم تو رسوا نکند
گوهر بعدی:شماره ۵۹۷ - صف مژگان تو دل را چمن سینه کند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.