هوش مصنوعی: این شعر به موضوعات عشق، زهد، رهایی از کینه، و تأمل در وجود انسان می‌پردازد. شاعر از مفاهیمی مانند مهر، صفا، فنا، زهد، و درد سخن می‌گوید و بر رهایی از کینه و دشمنی تأکید دارد. همچنین، اشاره‌ای به زندگی صوفیانه و تفکر در مورد ذات انسان دارد.
رده سنی: 16+ مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به زهد و زندگی صوفیانه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.

شماره ۶۱۸ - گر آفتاب مهر تو از سینه می رود

گر آفتاب مهر تو از سینه می رود
آب صفا ز چشمه آیینه می رود ۱

گر خاک روزگار به باد فنا رود
باور مکن که از دل او کینه می رود ۲

دارد سری به زهد چه شد مست مشربم
گاهی به سیر مسجد آدینه می رود ۳

مطرب ترانه ای به اصولش نواخت آن
صوفی به زیر خرقه پشمینه می رود ۴

بد خواه را به دشمنی خویش واگذار
گردش به باد کینه دیرینه می رود ۵

در ملک تن دل است که منظور محنت است
اول نگاه درد به گنجینه می رود ۶
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۶
کانال گوهرین در ایتا
۲۹۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند
------------- یا -------------

این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:شماره ۶۱۷ - صبح است و فیض گریه مستانه می رود
گوهر بعدی:شماره ۶۱۹ - ترک مستم را اگر چین بر جبین پیدا شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.