هوش مصنوعی:
این شعر بهار را به تصویر میکشد که با اندوه و گریه همراه است، گویی مستیاش را در آستین پنهان کرده. شاعر از ناامنی و ترس خود در برابر بهار سخن میگوید، گویی بهار برای او خطرناک است. او از داغ توبه و شربت آتشین بهار میگوید و در نهایت، بهار را موجودی میداند که بر زمین منت دارد.
رده سنی:
16+
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و استعاری است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از تصاویر مانند 'خنجر زدن سبزه' و 'شربت آتشین' ممکن است برای کودکان نامناسب باشد.
شماره ۶۴۹ - جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
همچو مستان گریه را در آستین دارد بهار ۱
در نظر تا سایه برگ خزان باغ گل است
در سر کوی که پهلو بر زمین دارد بهار ۲
بی تو ایمن نیستم از برگ برگ گلستان
بهر قتلم ز هر در زیر نگین دارد بهار ۳
سیر گلشن کن اگر دلسرد داغ توبه ای
مرهم کافور برگ یاسمین دارد بهار ۴
تا نسیمی می وزد از می بساطی چیده ام
زهد رنگین مشربم در آستین دارد بهار ۵
سبزه خنجر می زند ساغر به فریادم برس
شربت آبی که خوی آتشین دارد بهار ۶
خاطر جمعی پریشانتر ز گل پیدا کند
صد شکست از توبه مادر کمین دارد بهار ۷
از سر کوی که می آید نمی دانم اسیر
اینقدر دانم که منت بر زمین دارد بهار ۸
همچو مستان گریه را در آستین دارد بهار ۱
در نظر تا سایه برگ خزان باغ گل است
در سر کوی که پهلو بر زمین دارد بهار ۲
بی تو ایمن نیستم از برگ برگ گلستان
بهر قتلم ز هر در زیر نگین دارد بهار ۳
سیر گلشن کن اگر دلسرد داغ توبه ای
مرهم کافور برگ یاسمین دارد بهار ۴
تا نسیمی می وزد از می بساطی چیده ام
زهد رنگین مشربم در آستین دارد بهار ۵
سبزه خنجر می زند ساغر به فریادم برس
شربت آبی که خوی آتشین دارد بهار ۶
خاطر جمعی پریشانتر ز گل پیدا کند
صد شکست از توبه مادر کمین دارد بهار ۷
از سر کوی که می آید نمی دانم اسیر
اینقدر دانم که منت بر زمین دارد بهار ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۳۸
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۸ - زنده دردم به درمانم چه کار
گوهر بعدی:شماره ۶۵۰ - ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.