هوش مصنوعی:
این متن شعری است که به زیباییهای فصل بهار و تأثیرات آن بر طبیعت و روح انسان میپردازد. در آن از عناصری مانند باران، گلها، پرندگان و باغ صحبت میشود و احساس شاعر نسبت به این فصل و مفاهیم عمیقتر مانند زندگی، مرگ و عشق بیان میشود.
رده سنی:
15+
متن دارای مفاهیم عمیق و استعاری است که ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال قابل درک نباشد. همچنین، برخی از واژهها و تصاویر شعری نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارند.
شماره ۶۵۰ - ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
ساغری دارد به کف هر قطره باران بهار
فیض ساقی گشته مفت باده نوشان بهار ۱
عیش بر هم می خورد خوی لطافت بار کیست
از هوا غافل مشو جان تو و جان بهار ۲
زخم کاری می برد رنگ از رخ (و) رخسار باغ
می روم از همت تیغت به میدان بهار ۳
از گلستان مطلبم سرو و گل و شمشاد نیست
شمع آهی کرده ام نذر شهیدان بهار ۴
اضطراب برگ برگش چون پی گم کرده است
خانه بر دوش هوای اوست جولان بهار ۵
در نظر هر قطره باران چراغ دیگر است
ابر را پروانه کرد آخر چراغان بهار ۶
بسکه می ترسم ز دل گلهای رازش بشکفد
نشنوم از هیچ کس یک بیت در شان بهار ۷
سرو و گل در سجده می آید نمی دانم اسیر
خطبه حسن که می خوانند مرغان بهار ۸
فیض ساقی گشته مفت باده نوشان بهار ۱
عیش بر هم می خورد خوی لطافت بار کیست
از هوا غافل مشو جان تو و جان بهار ۲
زخم کاری می برد رنگ از رخ (و) رخسار باغ
می روم از همت تیغت به میدان بهار ۳
از گلستان مطلبم سرو و گل و شمشاد نیست
شمع آهی کرده ام نذر شهیدان بهار ۴
اضطراب برگ برگش چون پی گم کرده است
خانه بر دوش هوای اوست جولان بهار ۵
در نظر هر قطره باران چراغ دیگر است
ابر را پروانه کرد آخر چراغان بهار ۶
بسکه می ترسم ز دل گلهای رازش بشکفد
نشنوم از هیچ کس یک بیت در شان بهار ۷
سرو و گل در سجده می آید نمی دانم اسیر
خطبه حسن که می خوانند مرغان بهار ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۸
۲۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۴۹ - جام بر کف خاطر اندوهگین دارد بهار
گوهر بعدی:شماره ۶۵۱ - دیوانه خطت دل ویرانه بهار
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.