هوش مصنوعی:
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از درد فراق و عشق به معشوق سخن میگوید. او از رازهای پنهان خود و نیاز به درمان دردهایش توسط معشوق صحبت میکند. شاعر از هجران و دوری معشوق رنج میبرد و امید به وصال او را تنها راه نجات خود میداند.
رده سنی:
16+
این متن حاوی مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و تجربهی احساسی دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم پیچیدهی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۳ - ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا ۱
جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر
چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا ۲
ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک
نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا ۳
گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق
پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا ۴
گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم
تا ابد ره درکشد وادی هجران مرا ۵
چون تو میدانی که درمان من سرگشته چیست
دردم از حد شد چه میسازی تو درمان مرا ۶
جان عطار از پریشانی است همچون زلف تو
جمع کن بر روی خود جان پریشان مرا ۷
من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا ۱
جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر
چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا ۲
ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک
نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا ۳
گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق
پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا ۴
گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم
تا ابد ره درکشد وادی هجران مرا ۵
چون تو میدانی که درمان من سرگشته چیست
دردم از حد شد چه میسازی تو درمان مرا ۶
جان عطار از پریشانی است همچون زلف تو
جمع کن بر روی خود جان پریشان مرا ۷
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۷
۷۹۴
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - ز زلفت زنده میدارد صبا انفاس عیسی را
گوهر بعدی:غزل ۴ - گفتم اندر محنت و خواری مرا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.