هوش مصنوعی:
این شعر از عشق و رنج سخن میگوید، جایی که شاعر خود را در آتش عشق و اندوه میبیند. او از اشک، آه، و سوختن در آتش عشق میگوید و از دیوانگی دل و پروانهوار سوختن در این راه یاد میکند. شعر پر از تصاویر شعری مانند آتش، دریا، و گلهاست که همگی نماد رنج و عشق هستند.
رده سنی:
16+
این شعر دارای مضامین عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند رنج عشق و اندوه نیاز به درک عاطفی بالاتری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان بیشتر دیده میشود.
شماره ۶۸۶ - شراری را نماند جا در آتش
شراری را نماند جا در آتش
نشیند تا دلم تنها در آتش ۱
نظرگاه دل دیوانه ماست
توان کردن تماشاها در آتش ۲
سر و کار دلم با اشک و آه است
چه گویم یا در آبم یا در آتش ۳
سر هر موی من پروانه ای بود
اگر می سوختم رسوا در آتش ۴
نبود از خویت آتش هم خبردار
که رفتم گرم کردم جا در آتش ۵
زدی یک صبحدم آتش به گلها
شکفت از آه من گلها در آتش ۶
ز آهم می دمد آتش ز دریا
ز اشکم می تپد دریا در آتش ۷
ز مضمون خطش کس با خبر نیست
بود روشن سواد ما در آتش ۸
اسیر از یاد ساقی شعله مانند
گرفتم گردن مینا در آتش ۹
نشیند تا دلم تنها در آتش ۱
نظرگاه دل دیوانه ماست
توان کردن تماشاها در آتش ۲
سر و کار دلم با اشک و آه است
چه گویم یا در آبم یا در آتش ۳
سر هر موی من پروانه ای بود
اگر می سوختم رسوا در آتش ۴
نبود از خویت آتش هم خبردار
که رفتم گرم کردم جا در آتش ۵
زدی یک صبحدم آتش به گلها
شکفت از آه من گلها در آتش ۶
ز آهم می دمد آتش ز دریا
ز اشکم می تپد دریا در آتش ۷
ز مضمون خطش کس با خبر نیست
بود روشن سواد ما در آتش ۸
اسیر از یاد ساقی شعله مانند
گرفتم گردن مینا در آتش ۹
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۹
۲۸۹
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۶۸۵ - نکرده دست تهی اهل دیده را قلاش
گوهر بعدی:شماره ۶۸۷ - شکار آینه گردیده آه می رسدش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.